محمد الريشهري
459
حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى)
و سعيد بن زيد گفتند : اى پيامبر خدا ! آيا براى زيد بن عمرو ، طلب آمرزش كنيم ؟ فرمود : " آرى ، برايش طلب آمرزش كنيد . او در روز رستاخيز ، به تنهايى به صورت يك امّت ، برانگيخته مىشود " . 3778 . اسْدُ الغابَة : زيد بن حارثه گفت : در يكى از روزهاى گرم مكّه ، در حالى كه پيامبر خدا مرا بر تَرك خود سوار كرده بود ، بيرون آمديم . در راه به زيد بن عمرو بن نُفَيل برخورديم و هر يك از آن دو به ديگرى سلام گفتند . پيامبر صلى اللّه عليه و آله فرمود : " اى زيد ! چرا قومت تو را دشمن مىدارند ؟ " . زيد گفت : به خدا سوگند ، اى محمّد ! اين دشمنىِ آنان با من ، از سرِ خونخواهى نيست ؛ بلكه از آن روست كه من ، در جستجوى اين دين ( دين ابراهيم عليه السلام ) ، به راه افتادم و نزد عالمان يهودِ خيبر رفتم و ديدم كه آنان ، خدا را مىپرستند ؛ امّا به دو شرك مىورزند . با خود گفتم : اين ، آن دينى نيست كه من مىجويم . لذا از خيبر رفتم . پيرى از آنان به من گفت : تو سراغِ دينى را مىگيرى كه ما كسى را نمىشناسيم كه با آن ، خدا را عبادت كند ، مگر پيرمردى در حيره . نزد او رفتم . چون مرا ديد ، گفت : تو از كدام مردمى ؟ گفتم : من ، از اهالى خانه خدايم ؛ از سرزمين خار و برگ درخت سَلَم . گفت : آنچه تو در جستجويش هستى ، در سرزمين خودت ظهور كرده است . پيامبرى مبعوث شده كه ستارهاش طلوع كرده است و همه كسانى كه تو ديدهاى ، در گمراهىاند . گفت [ م ] من ، چيزى [ از ظهور آن مبعوثْ ] احساس نكردم . زيد [ بن حارثه ] گفت : زيد بن عمرو از دنيا رفت و [ سپس ، نخستين ] وحى بر پيامبر صلى اللّه عليه و آله نازل شد . پيامبر صلى اللّه عليه و آله به زيد [ بن حارثه ] فرمود : " او در روز رستاخيز ، به تنهايى ، چونان يك امّت ، برانگيخته مىشود " .